آموزش وردپرس طراحی سایت بدون برنامه نویسی دانلود قالب وردپرس قالب رایگان وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس قالب سارا
پیام هفته
خانه » داستانهای روز

داستانهای روز

زندگی من تا به امروز

هیجده سال پیش در منطقه 6 تهران به دنیا آمدم. پدر و مادرم اصالتا تهرانی هستند. پیش از من خواهرم پروین و برادرم حمید به دنیا امده بودند و بعد از من هم خواهرم شیرین جمع خانواده ی ما را به عدد شش رساند.خانواده خوشبختی بودیم البته الان هم هستیم خدا را شکر. پدر م مغازه دار است به همین ...

ادامه مطلب »

یک روز پاییزی…

در یک روز پاییزی برای انجام یکسری از آزمایشات مورد نیاز پایان نامه در دانشگاه تهران ،درخواست یک ماشین از آژانس نزدیک دانشگاه محل تحصیل خودم کردم.   نمونه ای های مورد نیاز خودم را به همراه وسایل مورد نیاز برداشتم و راهی دانشگاه تهران شدم.   بعد از انجام آزمایشات ،از یک آژانس نزدیک دانشگاه تهران مجددا درخواست ماشین ...

ادامه مطلب »

اربعین حسینی

اربعین حسینی همه مردم تهران در جنب جوش روزهای اربعین حسینی هستند،  هرجا می روی صحبت  از کربلا و راه پیمایی اربعین حسینی است . در آزمایشگاه باز شد خانم جوانی با چهره ای مضطرب و نا آرام همراه با مردی که همسرش بود وارد شد. خانم بدون مکث : به من گفتند جنینم مشکل دارد و ممکنه معلول ذهنی ...

ادامه مطلب »

یک روز بارانی

آن روز صبح هوا به شدت بارانی و خیابان ها شلوغ و پرترافیک  بود ، قطره های درشت باران به سر و صورتم می خورد ، کلی منتظر تاکسی ماندم وقتی رسیدم آزمایشگاه حسابی خیس و کلافه بودم. خانم و آقای میانسالی کنار در منتظر بودند ، با دیدن من سلام کردن و وارد آزمایشگاه شدند؛ آرام روی صندلی کنار ...

ادامه مطلب »

مرد عصبانی و هویت نا مشخص فرزندش…

    این داستان هویت نامشخص…. در حال انجام کارهایم در ازمایشگاه بودم که تلفن به صدا در امد مردی عصبانی و میانسال با صدای خسته بی مقدمه گفت: الوووو تشخیص هویت دارید ،  میتوانید رابطه منو پسرم متوجه بشین؟؟؟؟؟ بله جناب داریم   از لحن صحبتش متوجه شدم این داستان سر درازی دارد و بنظر می رسید این مورد با ...

ادامه مطلب »
theme